دوشنبه، ۱۳ مهر ۱۴۰۵
وقتی به یک شیء سرامیکی نگاه میکنیم، معمولاً اول فرم آن را میبینیم: انحنای یک کاسه، نسبتهای یک گلدان، ضخامت لبه یا شکل دسته.
اما چیزی که تجربه ما از آن شیء را کامل میکند، فقط فرم نیست؛ سطح آن است. سطحی که نور را بازتاب میدهد یا جذب میکند؛ سطحی که صاف، زبر، شیشهای، خام یا مخملی به نظر میرسد؛ سطحی که ممکن است رنگ را یکدست نشان دهد یا اجازه دهد اثر دست، خاک و آتش همچنان دیده شود.
بخش بزرگی از این تجربه در اشیای سرامیکی به لعاب مربوط است.
اما لعاب سرامیک چیست؟ و چرا انتخاب یک لعاب مات یا براق میتواند شخصیت یک شیء را بهاندازه تغییر فرم آن عوض کند؟


به زبان ساده، لعاب سرامیک پوششی است که طی فرایند پخت روی سطح بدنه سرامیکی شکل میگیرد و پس از رسیدن به دمای مناسب، به لایهای شیشهمانند متصل به بدنه تبدیل میشود.
لعاب با رنگکردن ساده سطح تفاوت دارد. مواد تشکیلدهنده آن در کوره واکنش نشان میدهند و نتیجه نهایی تحت تأثیر ترکیب لعاب، نوع خاک، ضخامت اجرا، دمای پخت، اتمسفر کوره و حتی روند سردشدن قرار میگیرد.
به همین دلیل دو شیء با یک فرم یکسان میتوانند بعد از لعابکاری، دو شخصیت کاملاً متفاوت پیدا کنند.
یک فرم ساده با لعاب براق ممکن است دقیق، تمیز و صنعتی به نظر برسد؛ همان فرم با یک لعاب مات و کمی ناهماهنگ میتواند آرامتر، طبیعیتر و دستسازتر دیده شود؛ بنابراین لعاب بخشی از طراحی محصول است.
لعابها را میتوان بر اساس ترکیب، دمای پخت، شیوه اجرا و ویژگیهای فنی به گروههای بسیار زیادی تقسیم کرد. اما اگر از زاویه تجربه بصری و طراحی محصول نگاه کنیم، چند نوع سطح اهمیت بیشتری دارند.
لعاب براق
بازتاب مستقیم نور باعث میشود رنگها معمولاً زندهتر و سطح صیقلیتر دیده شود. در نتیجه لعاب براق میتواند برای فرمهایی مناسب باشد که قرار است خطوط، انحناها یا کیفیت تصویری رنگ در آنها برجسته شود.
سطح براق همچنین میتواند به یک فرم ساده حضور بیشتری بدهد؛ بدون اینکه لازم باشد خود فرم پیچیده باشد.
اگر فرم، رنگ و لعاب همگی برای جلب توجه رقابت کنند، نتیجه میتواند بسیار شلوغتر از چیزی شود که طراح قصد داشته است.
لعاب مات
لعاب مات نور را به شکل متفاوتی پخش میکند و بازتاب آینهای کمتری دارد. ساختار میکروسکوپی برخی لعابهای مات باعث پراکندهشدن نور میشود؛ به همین دلیل حتی سطحی که در لمس نسبتاً نرم است، میتواند از نظر بصری کاملاً مات دیده شود.
این ویژگی معمولاً باعث میشود حجم آرامتر و متریال محسوستر شود.
لعابهای مات میتوانند توجه را از درخشش سطح به سمت خود فرم، تناسبات و لمس شیء ببرند.
یک سطح میتواند خشک و پودری به نظر برسد، دیگری مخملی باشد و لعابی دیگر چیزی میان مات و ساتن ایجاد کند.
همین تفاوتهای کوچکاند که کیفیت نهایی یک محصول را تعیین میکنند.

شاید بتوان با یک آزمون ساده به این سؤال پاسخ داد:
اگر لعاب را عوض کنیم، آیا مفهوم یا شخصیت محصول از بین میرود؟
اگر پاسخ مثبت باشد، سطح احتمالاً بخشی از ایده است.
فرض کنیم گلدانی طراحی شده که فرم بسیار دقیق و هندسی دارد و لعاب فوقمات آن باعث میشود فرم تقریباً مانند یک حجم یکپارچه و بدون بازتاب خوانده شود.
اگر همان گلدان را با لعاب متالیک بسیار براق تولید کنیم، هنوز ابعاد و هندسه همان است؛ اما دیگر با همان شیء مواجه نیستیم.
یا محصولی را تصور کنید که قرار است تضاد میان خاک خام و سطح شیشهای را نمایش دهد. اگر تمام بدنه با یک لعاب یکنواخت پوشانده شود، ایده اصلی حذف شده است.
در چنین آثاری، لعاب مرحلهای نیست که بعد از طراحی انجام شود. لعاب یکی از اجزای طراحی از همان ابتداست.
گاهی یک شیء سرامیکی نه با فرم عجیب، بلکه با تصمیم بسیار دقیقی درباره سطح متفاوت میشود و شاید ارزش طراحی دقیقاً همینجا باشد؛ جایی که حتی چیزی به ظاهر ساده مثل مات یا براقبودن دیگر انتخاب تزئینی نیست، بلکه دلیلی دارد: چون یک شیء خوب فقط چیزی نیست که از دور زیبا دیده شود.
باید وقتی به آن نزدیک میشویم، وقتی لمسش میکنیم و وقتی هر روز با آن زندگی میکنیم نیز چیزی برای کشفکردن داشته باشد.