اشیاء - راوی فضا می‌شوند

اشیاء - راوی فضا می‌شوند

چهارشنبه، ۳۱ تیر ۱۴۰۵

از یک رویداد ساده تا تجربه‌ای با تعارض و نقطه اوج

روایت در ساده‌ترین تعریف، بازنمایی یک یا چند رویداد است؛ حتی جمله‌ای مانند «باران شروع شد» را می‌توان روایت دانست. اما هرچه شخصیت، توالی زمانی، رابطه علت‌ومعلولی، احساس، ارزش، تعارض و نقطه اوج به آن افزوده شود، تجربه از گزارش یک اتفاق به داستانی کامل‌تر و ماندگارتر تبدیل می‌شود.

اهمیت این موضوع برای طراحی در این است که بسیاری از تجربه‌های به‌یادماندنی ما، در ذهن به شکل روایت سازمان پیدا می‌کنند. کاربر فقط فرم و عملکرد را ثبت نمی‌کند؛ به یاد می‌آورد که چگونه با شیء روبه‌رو شد، چه انتظاری داشت، چه چیزی کشف کرد و در پایان چه احساسی پیدا کرد.

در فرایند طراحی نیز سناریوها، پرسوناها، دفترچه‌های کاربران و پروب‌های فرهنگی از روایت استفاده می‌کنند تا داده‌های پراکنده به تجربه‌ای قابل‌فهم، قابل‌انتقال و قابل‌به‌خاطر‌سپردن تبدیل شوند.

گاهی در ذهن مخاطب، گاهی در فرایند طراحی

بعضی اشیا داستان مشخصی را تحمیل نمی‌کنند؛ فقط خاطره یا تداعی‌ای شخصی را فعال می‌کنند. یک ظرف قدیمی یا هدیه‌ای کوچک ممکن است از نظر عملکرد معمولی باشد، اما به دلیل تاریخچه‌اش بخشی از هویت صاحب خود شود. در این وضعیت، شیء سازنده داستان نیست؛ محرک آن است.

گروه دیگری از محصولات با ابهام طراحی می‌شوند و برای تفسیر شخصی جا می‌گذارند. درست مانند کودکی که یک چوب را اسب، شمشیر یا عصای جادو می‌بیند، مخاطب نیز برای فرم یا رفتار نامعمول محصول داستانی می‌سازد. ابهام در اینجا نقص نیست؛ فضایی برای مشارکت ذهنی است.

روایت می‌تواند ابزار خود طراح هم باشد. در پروژه کلبه‌های «فریا و رابین»، داستان دو شخصیت خیالی نه تزئینی پس از طراحی، بلکه نقطه آغاز پروژه و معیار انتخاب فرم، متریال و عملکرد بود. در چنین حالتی، داستان انسجام ایجاد می‌کند و انتخاب‌های طراحی را از مجموعه‌ای تصمیم پراکنده به یک جهان واحد تبدیل می‌سازد.

محصول روایت‌محور لزوماً داستانی را تعریف نمی‌کند؛ گاهی فقط شرایطی می‌سازد که مخاطب بتواند داستان خودش را کامل کند.

معنا فقط در شیء نیست؛ در توالی مواجهه با آن است

روایت ممکن است بیرون از خود محصول قرار داشته باشد. برندها اغلب همراه شیء، تصویری از سبک زندگی یا مجموعه‌ای از ارزش‌ها را عرضه می‌کنند. پروژه «اشیای معنادار» این اثر را به‌روشنی نشان داد: اشیای کم‌قیمت بازار دست‌دوم با داستان‌هایی که نویسندگان برایشان ساختند، چندین برابر گران‌تر فروخته شدند. جنس و عملکرد تغییر نکرده بود؛ داستان، ارزش ادراک‌شده را دگرگون کرده بود.

در پروژه Significant Objects، یک لیوان ۵۰ سنتی پس از همراه‌شدن با یک داستان، ۵۰ دلار فروخته شد.

اما شکل عمیق‌تر روایت زمانی رخ می‌دهد که خود تجربه استفاده، در طول زمان طراحی شود. چراغ On-Edge ابتدا شکننده و در معرض سقوط به نظر می‌رسد. کاربر برای نجات آن دست دراز می‌کند، سپس می‌فهمد چراغ از لاستیک ساخته شده و وقتی کاملاً روی میز قرار بگیرد خاموش می‌شود. نگرانی، لمس، کشف و غافلگیری، یک عملکرد ساده را به تجربه‌ای روایی تبدیل می‌کنند.

چراغ On-Edge؛ نمونه‌ای از طراحی توالی احساسی و کشف مرحله‌به‌مرحله در تعامل با محصول.

روایت می‌تواند اطلاعات را روشن‌تر کند، همدلی و تأمل بسازد، ارزش‌ها را منتقل کند، تخیل را تحریک کند و تجربه را ماندگارتر سازد. بنابراین سؤال اصلی این نیست که «آیا این شیء داستان دارد؟» بلکه این است که چه عناصر روایی در آن حضور دارند و هرکدام چه اثری بر مخاطب می‌گذارند

منبع: Silvia Grimaldi, Steven Fokkinga & Ioana Ocnarescu,

“Narratives in Design: A Study of the Types,

Applications and Functions of Narratives in Design Practice”, DPPI 2013

متن حاضر خلاصه و بازنویسی فارسی مقاله برای وبلاگ حسی نو است. تصاویر از مقاله اصلی انتخاب شده‌اند.